رخساره

من غریب خلوت تنهاییم...
چهارشنبه 21 اسفند 1392

یادگاری از 1 دوست

 

 

دریای basqueدر شهر
بیلبائو اسپانیا 

پ.ن: دوست راه دورم ازت ممنونم.البته عکس دوستمو حذف کردم واسه این یه ذره تصویر کوچیک شده.

چهارشنبه 21 اسفند 1392

خدایا چرا ساکتی؟!

 

  

خدایا 

مگه دنیا رو نیافریدی تا بنده هاتو امتحان کنی؟ 

 

نیگا کن خیلیا دارن تقلب میکنن... 

بعضیا خیلی راحت دل میشکونن... 

 

بعضیا به گریه کردن ما میخندن.... 

یه عده خیلی راحت دروغ میگن... 

 

بعضیا خواب بقیه رو میگیرن ولی خودشون راحت میخوابن... 

بعضیا با حرفاشون اشک آدما رو در میارن...  

خدایا پس چرا ساکتی؟؟؟؟؟

چهارشنبه 21 اسفند 1392

هواشو داشته باش

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net 

 

عشق یعنی 

وقتی حتی از دستش ناراحتی هم هواشو داشته باشی 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

انتظار...

 

 

زندگی انگار 

تمام صبرش را بخشیده است به من! 

هر چه صبوری می کنم او با  بی صبری تمام 

هول میزند 

برای ضربه بعد...! 

کمی خستگی درکن، لعنتی... 

خیالت راحت...! 

خستگی من 

به این زودی ها در نمی شود...

چهارشنبه 21 اسفند 1392

هنوز هستم...

هنوز هستم اما ... 

 

 
چند وقت زدم به بیخیالی ، خنده ، ... تا زخم زبونا یادم بره اما واقعاً نمیشه ،واقعیت  این نیست، واقعیت اینه که خودم برای خودم اضافه ام چه برسه به بقیه. راه رو بلد نیستم و راهبری هم ندارم. هنوز هستم که ای کاش نبودم، کاش به این دنیا پا نمیذاشتم که جز استرس برای من ثمری نداشت. دنیایی که هر نفس از این می ترسی که یکی از عزیزانت رو از دست بدی و تنهاتر بشی، دنیایی که 1دوست خوب، ا هم کلام و هم نفس خوب نداری. همه خودخواه شدن و فقط به دنبال نفع شخصی خودشون هستن ... میترسم از هر هدف جدیدی از شکست میترسم. وقتی 1 شکست اساسی در سن 18 سالگی تمام بنیاد زندگیمو در برگرفت منظورم شکست در انتخاب آینده و هدف هستش نه عشق الکی و مسخره بازی، انگار دیگه هیچ وقت نخواستم از اون روز و از اون سن بزرگتر بشم و پیشرفت کنم. مات شده بودم.مات انتخاب مسیر اشتباه که تا همیشه اشتباه شد و تمام زندگیمو در برگرفت که الان از داغ تقدیر به غلط رفتم چندین ساله دارم زجرشو میکشم و توی همه چی در جا میزنم.اما سن تقویمیم هر روز و هر روز میره بالا و من این پایینم. هم سن و سالام تا اونجایی که میبینیم چه درست و چه غلط، چه خوشایند و چه ناخوشایند زندگی میکنن و پذیرفتن هر آنچه که هستن اما من نه، سالهاس نتونستم بپذیرم و باور کنم گذشته، جوونیم، فرصتهام از دست رفته. من اما، بزرگ نشدم اما شکست ها بزرگ شدند، زیاد شدند، روح من خسته تر شده و جسمم بی رمق، امیدم بی رنگ. کوچیکتر ها به من رسیدن و من هنوز دارم درجا میزنم. تصور کن  دلت میخواد تندتند بدوی  تا برسی به آرامش، اما وقتی خسته شدی  و به نفس نفس افتادی ، نگاه میکنی میبینی هنوز سر جاتی، بیهوده، بی هدف. انگار به طنابی بلند بسته شدی و نمیذاره تکون بخوری و رها بشی از هر چه که بوده. آرزوی مرگ دارم بااینکه از مرگ می ترسم از تاریکی و تنگی قبر می ترسم اما از تنهایش نه چون همه عمر تنها بودم. کسی حتی یک لحظه نمیتونه لحظات دلتنگی و تنگی و بسته شدن در زندگی از هر جهت و شرایطم رو تحمل کنه و مثل من صبور باشه . هر روز صبر می کنم به امید فردا. فردا شاید معجزه ای بشه. شاید...
سه‌شنبه 20 اسفند 1392

بهترین پارک‌های آبی اروپا

بهترین پارک‌های آبی اروپا     

 

پارک سیام، کاستا آدجه، تنریف

پارک آبی تنریف یکی از جذاب‌ترین پارک‌های آبی است. اگر از هیجان لذت می‌برید، پارک آبی در کاستا آدجه بهترین انتخاب برای شما است. جذابیت اصلی این پارک برج آن است که طول آن 28 متر است. شما از بالای آن لیز می‌خورید و پس از آن به آکواریومی زیر آبی منتقل می‌شوید. هیجان‌انگیز است، نه؟

آکوالند، بنیدرم

این پارک اولین پارک آبی ساخته شده در اسپانیا و یکی از بزرگ‌ترین‌های جهان است. با وجود استخرهای موجی عظیم و آبشارهای بزرگ برای همگان جذابیت دارد. اما جذابیت اصلی آن بیگ بنگ است، سرسره‌های آبی که برای تجربه حس سقوط شما طراحی شده است.

آکوالند ال آرنال، ماجرکا

ماجرکا گزینه فوق‌العاده دیگری برای تفریحات آبی است. بهترین و بزرگ‌ترین مکان در آن جزیره آکوالند است که نزدیک به پایتخت پالما است و دسترسی به آن آسان است. یکی از جذاب‌تری قسمت آن سرسره‌ای کاسه شکل است که با فشار آب شما را می‌چرخاند.

پارک آکواتیک کاریب، سالو

یکی از بهترین پارک‌ها آبی در سالو قرار دارد که تجربه خانوادگی فوق‌العاده‌ای است. این پارک برای آن‌هایی که به دنبال آدرنالین می‌گردند، گزینه مناسبی است. در سال 2013 تغییراتی به این پارک دادند، بنابراین اگر قبلا به آن جا رفته‌اید، بهتر است دوباره جذابیت‌های جدید آن را تجربه کنید.

آیاناپا، قبرس

این پارک آبی در بیرون از آیاناپا واقع شده است. این مکان به عنوان بزرگ‌ترین پارک آبی به شیوه یونانی شناخته شده است. ما مطمئن نیستیم که چند پارک به شیوه یونانی در جهان وجود دارد اما این پارک بیشترین جذابیت را برای ما دارد. همان‌طور که حدس زدید، تمام بخش‌های این پارک به شیوه یونانی طراحی شده و اسامی آن‌ها نیز از اسمامی یونانی مثل هراکلس و فائوتون گرفته شده است. اما جذاب‌ترین قسمت آن برای ما آپولو است. هنگامی که از آن بالا سر می‌خورید، دست دوست‌تان را بگیرید، شاید به کمک او احتیاج داشته باشید.

سه‌شنبه 20 اسفند 1392

همه چیز درباره نوروز به طور ساده

همه چیز نوروز به طور ساده!     

 

نوروز برای بچه ها است. بچه ها باید در این روزها خوشحال باشند تا خاطره بهار خوب تا آخر سال برایشان بماند. شما پدر و مادرها غیر از لباس عید خریدن، مهمانی و مسافرت رفتن باید با کاری کنید که بیشتر از روزهای دیگر به بچه ها خوش بگذرد. برای این کار باید برای آنها وقت بگذرانید. حالا که در تعطیلات هستید و بیشتر وقت دارید بخشی از وقت روزانه تان را به آن ها اختصاص دهید. برایشان کتاب بخوانید و به آنها از فسلفه سفره هفت سن بگویید.

سیـــن سیــــن

سین سین سلام که می داد سلامتی می آورد.

سین سین سبز بود، ساده بود، ساکت بود، سلامت بود، سرزنده بود. سین سین رفت بیمارستان. سارا در بیمارستان بود. سارا مریض بود.

قلبش اوف بود. حالش بد بود. سین سین به سارا سلام داد.

سارا سلامت شد. سارا سالم شد. سارا از بیمارستان رفت. رفت سر سفره هفت سین، سر سال تحویل.

کلمه جشن از کجا آمد؟

کلمه «جشن » همان «یسَن/ یسنه » اوستایی است که در زبان پهلوی «یزشن » گفته می شد و در اصل به معنی ستایش و نیایش شادمانه است.

روز اول فروردین

«نوروز » به معنی نخستین روز از ماه فروردین است. ایرانیان در قدیم برای هر روز از ماه نامی گذاشته بودند و روز اول بهار یا فروردین، هُرمَزد نام داشت.

سازهای نوروزی

در گذشته های دور رسم این طور بود که در نوروز گروهی نوازنده ساز می نواختند و با آهنگ های شاد آمدن سال نو را تبریک می گفتند. ساز ها انواع مختلفی دارند. اما سازهایی که در این جشن به کار می رفت سازهای سورنای، کرنای، بوق و طبل و دهل بود.

شعری که حاجی فیروز می خواند

حاجی فیروزه سالی یه روزه

همه میدونن من هم می دونم

تو هم می دونی عید نوروزه

سالی یه روزه حاجی فیروزه

سبزه عید

به نشانه رفتن زمستان و آمدن بهار، ایرانیان از قدیم، پیش از شروع نوروز سبزه می کارند و آن را بر سر سفره هفت سین می گذارند. سبزه ها را تا روز سیزدهم نگاه می دارند و بعد از خانه بیرون میبرند و در آب روان می اندازند.

سفره هفت سین

قدیم ها سفره را سفید انتخاب می کردند، اما حالا سفره های رنگین می گذارند و آیینه و شمع و ماهی قرمز و تخم مرغ رنگ کرده و قرآن هم در کنار هفت سین قرار می گیرد. سیب، سبزه ، سنجد، سماق ، سیر ، سرکه و سمنو سر سفره هفت سین نمادی از فراوانی است. اگر به رسم و رسوم مقیدیم سفره را باید تا روز سیزدهم باز نگه داریم.

آینه

آینه سر سفره هفت سین نماد ذهن و فکر است.

سرکه

سرکه نماد صبر است. چون که درست شدن سرکه روزهای زیادی طول می کشد و صبر زیادی می خواهد، سرکه نماد صبر شده است.

قرآن و دیوان حافظ

مردم ایران و خیلی از فارسی زبان ها، قرآن و دیوان حافظ را هم توی سفره هفت سین می گذارند و معتقدند باعث آرامش می شود.

سیر و سلامتی

سیر با آن که بد بو است اما در سفره هفت سین جایگاه ویژه ای دارد . شاید به این خاطر که قدیمی ها معتقد بودند سیر 70 جور مریضی را از بین می برد و نماد سلامت است.

سبزه ، سبزه تازگی

سبزه سفره هفت سین نماد جوانه زدن و نو شدن است.

تخم مرغ رنگی

تخم مرغ که رنگش می کنیم و توی سفره هفت سین می گذاریم نماد زایش است.

سنجد میوه محبت است

وقتی درختِ کُنار به اندازه کافی بزرگ شود، میوه ای خوش بو می دهد. مردم در آن قدیم قدیم ها معتقد بودند که بوی این میوه باعث عشق و علاقه و محبت مردم به یکدیگر می شود. میوه این درخت سنجد نام دارد.

سکه

سکه سر سفره هفت سین نماد برکت است.

ماهی قرمز

ماهی نمادی است برای زنده نگه داشتن سفره هفت سین.

سیب سرخ محبت

سیب سفره هفت سین نماد خیلی چیزهاست، اما از همه مهمتر نماد مهر و محبت و عشق است.

سمنو، شیرینی زندگی

سمنو چون غذایی است مقوی و شیرین نماد شیرینی زندگی است.

سماق سرخ و خورشید

خورشید موقع طلوع کردن رنگ سماق می شود. به همین خاطر در فرهنگ ما، سماق نماد رفتن تاریکی شب و شروع صبح و روشنایی است. شاید به همین دلیل باشد که سماق را سر سفره هفت سین می گذارند.

گندم بکاریم یا جو

در دوران خیلی خیلی قدیم، شاهان ایرانی انواع غله مثل گندم و جو را خیس می کردند تا جوانه بزند مثل همین کاری که ما نزدیک عید می کنیم. هر کدام که بهتر جوانه می زد، آن سال به کشاورزان می گفتند همان غله را بکارند.

خوراکی های عید

تا همین چند وقت پیش که بابا و مامان های ما کوچک بودند یا شاید کمی عقب تر، غذای شب سال تحویل برنج و پلو ماهی بود. خیلی هم غذای مهمی بود، آخه آن موقع ها سالی یکی دو بار بیش تر برنج نمی خوردند. حالا دیگر پلو ماهی اهمیت گذشته را ندارد، اما هنوز هم ما شب عید پلو ماهی می خوریم. آجیل و شیرینی و میوه پذیرایی هم که خیلی می خوریم.

سیزده نوروز

هیچ روزی مانند روز سیزده نوروز نیست که همه فقط به فکر بیرون رفتن باشند. هیچ روزی هم نمی شود این همه آدم را دید که برای تفریح از خانه بیرون آمده باشند. زیر درخت ها پر از آدم است، کنار جو پر از آدم است، گوشه باغ، وسط پارک و حتی پیاده رو هم پر از آدم است.

لباس نو

برای سال نو، همه لباس شان را عوض می کنند. چرا؟ چون فکر می کنند حالا که طبیعت لباس نو به تن کرده، چرا ما نکنیم؟

عید دیدنی

قبلاًها مردم زیاد همدیگر را می دیدند، اما این روزها ندیدن دخترخاله و پسرعمو هم خیلی عادی است تا چه برسد به دخترعموی پدرمان یا پسرخاله مادرمان! در عوض عید که می شود هر کس با هرکس دلخوری دارد، به خانه اش می رود و هر طور هست کدورت ها برطرف می شود.

عید بچه ها

بیش تر رسم ها در سراسر جهان می خواهند بچه ها زودتر بزرگ شوند، اما در جشن عید نوروز که مخصوص ما ایرانی هاست بچه بودن خیلی مهم است و به هیچ کس اندازه بچه ها خوش نمی گذرد.

کارت تبریک

فرستادن کارت تبریک چندان قدیمی نیست و تازه مد شده است، اما کار قشنگی است. خیلی ها هم با اینترنت و ایمیل کارت تبریک می فرستند.

آجیل چهار شنبه سوری

یکی از کارهایی که ما ایرانیان در آخرین سه شنبه یا شب چهار شنبه آخر سال می کنیم تهیه آجیل مشکل گشا است. این آجیل با تشریفات خاصی تهیه می شود و به عنوان نذر بین مردم تقسیم می شود. آجیل شب چهارشنبه سوری شامل پسته، بادام، سنجد، گردو، کشمش، برگه هلو، انجیر و خرما است. البته بعضی ها هم نارگیل ، قیسی ، مویز و نبات به آن اضافه می کنند.

سه‌شنبه 20 اسفند 1392

روزی که گذشت20/12/92

 

 

امروزم مثل بقیه روزا با کمی تفاوت. صبح که از خواب بیدار شدم واسه نماز همش به این فکر میکردم دیشب خوابی دیدم و خوابم چی بود، هر چی فکر کردم  چیز واضحی به ذهنم نرسید. بعد از نمازم به دلیل بی هدفی همیشگی بازم خوابیدم تا 9:45. بعدشم که بی صبحونه نشستم پای اینترنت و به سایت همیشگیم و ایمیلهام سری زدم  . عصرم که رفتم خرید و... بازم تکرار... امروزم اتظار به سر نرسید و تموم شد. اما خدا رو شکر که همه سالم هستن و در کنارم.خدایا شکرت. بازم خوبه امروز بیرون رفتم گاهی اوقات 1ماه شده و من خودمو تو چهاردیواری حبس کردم...امیدوارم فردا بهترین روز زندگیم رقم بخوره. 

 

 

اینجام که هنوز هیچکی نیومده نظر بذاره.شاید شلوغ نیست وشاید هنوز وبلاگ مشوشیه مثل خودم.چقدر بده که دوستی نیست...البته خیلیهام حوصله نظر نوشتن ندارن.

یکشنبه 18 اسفند 1392

خدایا به دادم برس

خدایا به دادم برس  

 

اصلا دلم نمیخواست اینجا از روزگارم حرف بزنم.اما امشب خیلی دلم گرفته.هرچند تازگی نداره و یه عمر دلتنگی همراه لاینفک عمرم شده. خدایا آرزو دارم تو خوابم بیای و بگی چه کار کنم بگی ازم دلگیزی که جواب اشکامو چند ساله نمیدی! من ناشکرت نیستم اما صبرم ته کشیده و بیقراری و تنهایی امونمو بریده . خودت میدونی با تمام وجود فقط منتظر دستای مهربون توام منتظر نگاه خودت نه بنده ات.خدایا نگاهم کن فقط خودت میدونی چند هزار بار اینجوری به درگاهت زجه زدم و التماس کردم .من بنده ام بی طاقتم، بی تابم اما به خدایت قسم زیادم صبوری کردم اما نمیدونم حکمت تو چیه! نمیتونم دیگه صبوری کنم با تمام ایمان به تو، اما دیگه کشش ندارم. گاهی از زجه های خودم، واسه خودم دلم میسوزه. خدایا میشه امشب تو خواب بهم بگی چرا جوابمو نمیدی؟ اگه خطا کردم بگو چیکار کنم ببخشی؟بگو چیکار کنم دریچه نور مهربونیتو به زندگیم بتابونی.اما یواشکی فقط به خودم بگو.میدونی که تو مونس چندین و چند ساله منی.رازدار منی.میدونی عاشقتم پس نگاهم کن و این امتحانو تموم کنم دارم روفوزه میشم. دارم می بازم. کم آوردم. خودت میدونی حرف 1 روز و 1ماه و 1 سال نیست الان چند ساله داری اشکم، زخمای دلم رو میبینی و گاهی شکایت کردم و زود پشیمون شدم دیگه نذار اسم ناشکری رو حرفام بیاد دیگه نذار نمک رو زخمم بپاشن، دیگه تنهام نذار،التماست می کنم خدای من..

جمعه 16 اسفند 1392

چه کسی برای شما برنامه ریزی می کند؟


چه کسی برای شما برنامه ریزی می کند؟ 

 

 

من 1 ساله که با سایت جی 5 آشنا شدم البته قبلا در مجلات راجع بهش خونده بودم اما 1 بار اتفاقی که دنبال جواب سوالی بودم با سایت جی 5 آشنا شدم . من مطالب مفیدی رو در این سایت یاد گرفتم و حتی یک کتاب هم جایزه گرفتم.پیشنهاد میکنم شما هم سری به این سایت بزنید.اوه، همینطوری چه تبلیغی شد.  

 

 

 

جی۵ لاین:ساعت ۷:۳۰ بامداد است. آرش زودتردر محل کار خود حاضر شده، زیرا می خواهد وقت بیشتری داشته باشد تا روی پیشنهادش در موردافزودن دو پست تازه در اداره شان کار کند. او با آقای حسنی، متخصص در امور دولتی، سوار آسانسور می شود. آقای حسنی از او می   پرسد آیا امروز می تواند ساعتی به دیدنش بیاید تا  دربار   ه ی مدارکی که قرار است به کمیته ی فرعی قوه ی مقننه در باب خانه سازی عرضه دارد،با هم مشورتی بکنند؟ آرش در ذهن خود دفتر یادداشتش را ورق می زند و ساعت۱۰:۳۰ با آقای حسنی قرار می گذارد. از آسانسور که بیرون می روند، آرش به سرعت به اتاق تلکس می رود تا ببیند در طول شب از شهرستان تلکسی برای او رسیده است یا نه. در بین راه سری به دوستانش می زند که به اصرار آنان یک فنجان چای می نوشد و در ضمن، درباره ی مصاحبه ی مطبوعاتی دیروز شهردار بحثی در می گیرد. در بازگشت به دفترش، آرش سری به یکی از روسای دوایر میزند و او از آرش می پرسد که آیا می تواند در نصب کامپیوتری که آرش سه سال پیش روی آن کار میکرد، به آنان کمک کند؟ آرش می گوید:” حتما، وقتش که رسید به من تلفن کنید. اما می دانید، یک لحظه صبر کنید، یک چیزی هست که…” وقتی سر انجام به اتاق کارش نزدیک می شود، مشاهده می کند که معاونش با هیجان و اضطراب دست تکان می دهد. رئیس آرش امروز صبح تا به حال سه بار تلفن کرده و او را خواسته است و هم اکنون به شدت انتظارش را می کشد تا بالا برود. هنگامی که آشکار می شود موضوع خیلی فوریت نداشته، آرش از فرصت استفاده کرده تا در باب موضوع دیگری با رئیسش صحبت کند. زمانی که گفت و گو به پایان می رسد، آرش با یک ساعت و نیم تاخیر به اتاق کارش وارد می شود.کار روی پیشنهادی برای دو پست اضافی در دایره می تواند چند دقیقه ی دیگر به تاخیر افتد، برای اینکه به تلفنهایی که به او زده شده باید پاسخ گوید. شروع به تلفن زدن به افرادی می کند که قبلا با او تماس گرفته بودند، اما برخی از آنان دیگر در دفاتر کارشان نیستند، پس پیغام می گذارد و به کلی قرار خود را با آقای حسنی در ساعت ۱۰:۳۰ فراموش می کند. ناچار است قرار دیگری با او برای بعد از ظهر بگذارد. بعد از ناهار تلاش می کند تا به مکتوبات اداری صبح سر و سامانی بدهد. هنوز کارش تمام نشده که آقای کریمی وارد می شود و می پرسد با پروژه ای که قبلا با او صحبت کرده چه می خواهد بکند. در این میان، ناگهان آقای حسنی وارد می شود و آرش می کوشد به پرسش های او پاسخ دهد و در همان حال نگاه جست و جو گرش در میان میز به هم ریخته در پی نوشته و پرونده ای است، آنگاه ناچار است گفت و گویش را با آقای حسنی قطع کند. زیرا معاونش از در وارد می شود تا به وی بگوید باید در جلسه ی مهمی که با مدیریت رئیس سازمان تشکیل می شود، شرکت کند! آرش، حیران و سرگردان مجبور می شود همه چیز را رها کند و به این جلسه برود. او با ذهن و روحیه ای در هم و بر هم در این جلسه شرکت می کند و نمی تواند حضور فعالی داشته باشد. بعد از پایان جلسه به محل کار خود بر می گردد و به تلفنهایی که به او زده شده است، پاسخ می دهد و سر انجام، کار را رها می کند. حدود ساعت ۶ بعدازظهر خسته و بی رمق به خانه باز می گردد بی آنکه بداند واقعا چه کرده است و فرصت تهیه ی پیش نویس طرح پیشنهادی برای دریافت نیروی کار بیشتر در دایره اش را داشته باشد. مشکل اصلی آرش در اینجاست که اجازه می دهد دیگران برای او برنامه ریزی کنند. بی آنکه طرح روشنی برای خود داشته باشد، دائما گرفتار آخرین رخدادی است که توجه او را به خود می خواند و یا جریانی 

 است که آرایشش غنی تر است. نکته: اگر شما برای خود برنامه ریزی نکنید، دیگران برای شما برنامه ریزی خواهند کرد و شما را به این سو و آن سو خواهند کشاند. سعی کنید در خدمت خواسته ها و هدفهای دیگران قرار نگیرید. برای این کار

:هدفهای خود را تعیین کنید و برای رسیدن به این هدفها، مقصدهای کوچکی را اختیار نمایید که شما را به آنها مرتبط سازد. 


- اولویتها را با توجه به اهمیت و فوریت هدفها و مقصدهایتان مشخص کنید. 


 - انرژی خود را ارزیابی کرده و ساعاتی را که می توانید در حد مطلوب کار کنید، تعیین نمایید.
- برنامه ی کار روزانه ی خود را با توجه 

 

 به سه موضوع یادشده یعنی هدفها، اولویتها و ساعات کار مطلوب تنظیم کرده و آن را روی کاغذ بیاورید. 

 

 

 ” پیش اندیشی و برنامه ریزی می تواند دنیای انسان را زیرورو کند و کنترل زندگی او را به دست خودش بسپارد.” کرک نلسون” “ 

 

برگرفته از کتاب : نیم کیلو باش ولی مرد باش!نوشته ی سعید گل محمدی


آخرنوشت: من هنوز نمیدونم چرا این بلاگ اسکای واسه تنطیم یادداشت ها ، تنطیم کننده یا همون فاصله انداز بین خطوط رو نداره! شایدم داره من کشفش نکردم.اگه میدونید لطفا بهم بگید. 

 

 
 
 

 
پنج‌شنبه 15 اسفند 1392

خدایا نگاهم کن

خدایا نگاهم کن 

 

 

خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت 

 

دری دیگر نمی داند، رهی دیگر نمی گیرد

برچسب‌ها: روزگار من
پنج‌شنبه 15 اسفند 1392

رخساره گوش کن

رخساره، با توام 

نیرویی از آن توست باور نکردنی و توانایی به کارهایی که تصورشان هم مشکل است.تنها مانع دیوار بلند ذهن توست پس به ناتوان بودن میندیش باور کن که می توانی.

برچسب‌ها: روزگار من
چهارشنبه 14 اسفند 1392

زیباترین باغ تزیینی 400ساله جهان !

زیباترین باغ تزیینی 400ساله جهان ! 

 

تصاویر یکی از زیباترین باغ ها را می بینید که 400 سال است به یک شکل نگهداری می شود

این باغ در منطقه لیک دیستریک انگلستان واقع شده و نام آن لونژ هال است. این باغ بزرگترین و قدیمی ترین باغ تزئینی در جهان است که از زمان ملکه ویکتوریا در سال 1694 تاکنون با کمترین تغییر نگهداری می شود.

این باغ دارای بیش از یک صد درخت تزیین شده است که توسط 4 باغبان نگهداری می شود و هرساله تزیین و پیرایش درختان برای حفظ آنها به شکل اولیه شش ماه به طول می انجامد.

 

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

چهارشنبه 14 اسفند 1392

زیباترین مکان های روی زمین!

زیباترین مکان های روی زمین 

 

عکس‌هایی از ۲۲ مکان‌ زیبا روی زمین که به سختی می‌توان باور کرد، واقعی‌ هستند!

هرچند که می‌گویند زمین کوچک و گرد است، اما دیدن زیبایی‌های آن، هنوز هم می‌تواند شگفت‌آور و شیرین باشد. شرایط اقلیمی و آب و هوایی و تغییر فصل‌ها، می‌تواند جذابیت های زیادی در چشم‌اندازها ایجاد کند. برخی از تصاویر این پست، به‌طور کاملاً طبیعی به‌وجود آمده‌اند و در برخی، نقش انسان پایه‌گذار زیبایی ایجادشده است. شاید با دیدن این تصاویر، شوق سفر و دیدار این مکان‌ها از نزدیک، برای‌تان زنده شود.

تونل عشق، اوکراین (اولِگ گوردیِنکو)

2-3-2014 12-23-48 AM

مزارع گل لاله در هلند (آلارد شاگِر)

2-3-2014 12-24-34 AM

Salar de Uyuni، یکی از بزرگ‌ترین آینه‌های طبیعی در بولیوی

2-3-2014 12-25-37 AM

2-3-2014 12-25-23 AM

پارک ساحلی هیتاچی در ژاپن

2-3-2014 12-26-26 AM

غارهای یخی ماندن‌هال در آلاسکا (کن میرینگ)

2-3-2014 12-27-40 AM

ساحل سرخ در پانجین چین. (ام. جیا)

2-3-2014 12-28-23 AM

چنگل بامبو در ژاپن (یویا هوریکاوا، توموآکی کابه)

2-3-2014 12-30-30 AM

خیابانی در بن آلمان (آداس ملیائوسکاس)

2-3-2014 12-32-15 AM

معدن نایکا، مکزیک (نیکول دنیس)

2-3-2014 12-34-27 AM

2-3-2014 12-34-10 AM

تونل گل اقاقیا در ژاپن

2-3-2014 12-36-09 AM

2-3-2014 12-35-52 AM

جنگل سیاه در آلمان (اندی لیندن)

2-3-2014 12-37-14 AM

مزارع چای در چین

2-3-2014 12-38-04 AM

کوه‌های تیانزی در چین (ریچارد جانکی)

2-3-2014 12-39-51 AM

هانگ سون دونگ ویتنام (کارستن پِتِر)

2-3-2014 12-41-44 AM

پارک تاکینوئه ژاپن

2-3-2014 12-42-46 AM

دره آنتلوپ در آمریکا

2-3-2014 12-43-34 AM

دریاچه هیلیِر استرالیا (اوکرت لِروی)

2-3-2014 12-44-10 AM

دریاچه رتْبا در سنگال

2-3-2014 12-44-42 AM

مزارع اسطوخودوس در فرانسه و بریتانیا (آنتونی اسپنسر/ اراسموس. تی)

2-3-2014 12-45-44 AM

2-3-2014 12-45-21 AM

مزارع گل کانولا در چین

2-3-2014 12-46-39 AM

2-3-2014 12-46-25 AM

کوه رورایما، آمریکای جنوبی (اُوِه جرج)

2-3-2014 12-48-02 AM

ژانگ‌یی دانخیای چین

2-3-2014 12-48-42 AM


برچسب‌ها: روزگار من
چهارشنبه 14 اسفند 1392

معروف‌ترین عکس آلبرت انیشتین چگونه گرفته شد؟ + تصاویر

 معروفترین عکس آلبرت انیشتین چگونه گرفته شد؟

 

شکی نیست که آلبرت انیشتین آدمی شگفت‌انگیز بود.

او متولد 14 مارس 1879 و متوفی 18 آوریل 1955، فیزیک‌دان آلمانی بود که بیشتر به خاطر نظریه نسبیت شهرت دارد. انیشتین در بسط نظریه کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت.

او جایزه نوبل فیزیک را در سال 1921 برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدان‌های تاریخ بشر شناخته می‌شود. در فرهنگ عامه، نام «اینشتین» مترادف هوش زیاد و نابغه شده‌است.

انیشتین همیشه مورد جالبی برای مردم دنیا بوده است. شاید او تنها فیزیک‌دانی باشد که تا این میزان در فرهنگ مردم کشورهای مختلف رخنه کرده باشد و حتی کسانی که از فیزیک سر در نمی‌آورند به خوبی با مدل موی او آشنا باشند.

عکس‌های او و خاطرات افرادی که با او نشست و برخاست داشته‌اند همگی نشان می‌دهد انیشتین، برخلاف تصور رایج از دانشمندان آدمی بوده شوخ‌طبع و بگووبخند که خیلی راحت با اطرافیانش ارتباط برقرار می‌کرد.

جذابیت انیشتین موجب شده بسیاری از اهالی هنر هم به او بپردازند. انیشتین موضوع رمان فرانسوی «لطفا آقای انیشتین» ژان‌کلود کاریر در سال 2005 بود، در فیلم‌های «بی‌اهمیتی» ساخته نیکلاس روگ و «آی‌کیو» ساخته فرد شپیسی شخصیتی به نام انیشتین حضور داشته است. در رمان «رویاهای اینشتین» نوشته آلن لایتمن و نمایشنامه طنز «پیکاسو در چابکی خرگوش» نوشته استیو مارتین به انیشتین اشاره شده است. اینشتین همچنین موضوع اپرای «انیشتین در ساحل» اثر فیلیپ گلس بود.

و فقط اینها نیست، عکس‌‌های انیشتین چه در زمان حیاتش و چه امروز هنوز روی جلد کتاب‌ها، مجلات و پوسترها قرار می‌گیرند. یکی از معروف‌ترین عکس‌های او، عکسی است که در روز تولدش گرفته شده و در آن زبانش را برای عکاس بیرون آورده است.

ماجرای گرفته شدن عکس معروف انیشتین
این عکس بامزه از آلبرت انیشتین 14 مارس سال 1951 پس از جشن تولد 72 سالگی او در پرینستون گرفته شده است. پس از جشن گروهی از عکاس‌ها و خبرنگاران او را دوره کردند و مدام از او می‌خواستند تا برایشان لبخند بزند. انیشتین هم که از خندیدن برای دوربین‌ها خسته شده بود و در آن لحظه خوصله عکاس‌ها را نداشت در عوض زبانش را درآورد.

آرتور ساسه، عکاس UPI بطور اتفاقی در آن لحظه روی دکمه شاتر فشار آورد و خودش هم نمی‌دانست که موفق به گرفتن چه عکسی شده است، عکسی که به یکی از ماندگارترین عکس‌های تاریخ بدل شد.

عکسی که ساسه گرفت همین عکس پرتره‌ای که امروزه می‌بینیم نبود. در عکس اصلی چهره مردی در کنار انیشتین دیده می‌شود. ساسه بعدا عکس را «کراپ» کرد.

در عکس اصلی انیشتین در کنار همسرش و دکتر فرانک آیدلوت (رئیس سابق انستیتو مطالعات پیشرفته) در صندلی عقب ماشینی نشسته‌اند. سردبیر ساسه در ابتدا با چاپ عکس در «International News Photos Network» مخالف بود، اما در نهایت قبول کرد عکس چاپ شود. این عکس موجب شهرت ساسه شد.

http://www.seemorgh.com/uploads/1392/09/13-12-1-1494210a.jpg

انیشتین بعدا که عکس را دید آن‌قدر از آن خوشش آمد که کپی‌هایی از آن را به عنوان کارت پستال برای دوستان نزدیکش می‌فرستاد. عکس خیلی سریع معروف شد و روی جلد مجلات و روزنامه‌های مختلفی رفت. نسخه اصلی این عکس بعدها در حراجی به قیمت 72 هزار و 300 دلار به فروش رفت.

انیشتین که همیشه کانون توجه عکاس‌ها و خبرنگاران بود بعدها با ترفندی از دست آنها فرار می‌کرد، او به کسانی که قصد عکس گرفتن داشت می‌گفت: «عذر می‌خواهم، من فقط خیلی شبیه پروفسور انیشتین هستم!»

درباره زندگی آرتور ساسه تقریبا هیچ اطلاعی در دست نیست. او جدا از این عکس، عکس‌های مهم دیگری در کارنامه دارد، از جمله عکس از سخنرانی هری ترومن رئیس جمهور آمریکا و عکس ماندگار دیگری که پسرکی را در حال تماشای بمباران اتمی هیروشیما از تلویزیون نشان می‌دهد.
برگرفته از سایت سیمرغ

چهارشنبه 14 اسفند 1392

خدایا چرا من؟؟!

هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.
طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند.

یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت: 


در سر تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.  از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند، پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند. پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند و دو نفر به مسابقات نهایی. 


وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟"
و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟"

برچسب‌ها: روزگار من
چهارشنبه 14 اسفند 1392

جملاتی الهام بخش برای زندگی

کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند. خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست، بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است. خوشبختی انعکاس تعداد روابط دوستانه ای است که هر کس می تواند داشته باشد، انعکاس تعداد افرادی است که در طول زندگی خود توانسته خوشبخت و هدایت کند، و نتیجه قدرشناسی از داشته ها است و نه میزان نارضایتی از نداشته ها. قدردان داشته هایتان در زندگی باشید و تا می توانید در خوشبختی و هدایت دیگران تلاش کنید و زندگیتان را بخاطر آنچه که هم اکنون هست دوست بدارید.







چهارشنبه 14 اسفند 1392

بخوانید و تفکر کنید

بخوانید و تفکر کنید 

 

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

جملات زیبا فلسفی, جملات قصار بزرگان

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری

سخنان آموزنده, جملات تصویری


( تعداد کل: 21 )
   1       2    صفحه بعدی