X
تبلیغات
رایتل

رخساره

من غریب خلوت تنهاییم...
شنبه 31 خرداد 1393

هجرت

امکان هجرت تو

تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت

من پیشتر،دیده بودم

جرقه محال ماندنت را

در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم،

چون ماهی آزاد به جریان آب

نبودنت،

مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند

چقدر سنگین شده اند شانه هایم!

آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.